
مردی با سپری بزرگ به جنگ کافران رفته بود, از قلعه سنگی بر سرش زدند و بشکستند؛ برنجید و گفت: ای مردک, کوری, سپری بدین بزرگی نمی بیینی, سنگ بر سر من می زنی! ...
ادامه مطلب
فردی میخی را سروته روی دیوار گذاشته بود و می کوبید. میخ در دیوار فرو نمی رفت. دیگری که شاهد این ماجرا بود، گفت: چه می کنی؟ این میخ که برای این دیوار نیست. این میخ برای دیوار روبروست. ************************************** ...
ادامه مطلب